عصر ایران نوشت: کمیتۀ نامگذاری معابر شهر تهران، تغییر نام برخی از خیابانها و میدانهای شهر به شهیدان جنگ ۴۰ روزه را تصویب کرده است.
از آن میان مهمترین تغییر نام خیابان «آزادی» به «قائد شهید امام خامنهای» است و نیز تغییر خیابان سپاه به شهید پاکپور ( فرمانده کل سپاه) و سنایی به وزیر شهید اطلاعات (اسماعیل خطیب).
در ضرورت نامگذاری به یاد شهیدان جنگ ۴۰ روزه خاصه رهبر شهید و فرماندهان کمترین تردیدی نیست ولی اگر چند نکته مد نظر قرار گیرد شاید سودمند افتد و به کار آید:
۱. میدانیم که دست کمیته و شورای شهر برای تغییر نام باز نیست. بهتر است بگوییم کاملا بسته است. چون اگر خیابان و میدان و معبری به نام شهیدان و شخصیتهای صدر انقلاب یا معصومین باشد مطلقا قابل تغییر نیست مانند خیابان ولیعصر یا بزرگراه امامعلی یا چمران و البته همت و باکری و اشرفی اصفهانی و ... از این رو تنها میمانَد اسامی دیگر که تغییر آن شایبهناک نباشد.
برای نامگذاری معبری به نام آیتالله هاشمی رفسنجانی هم این مشکل وجود داشت و جای مهمی یافت نمی شد که به نام شهیدی نباشد و دست آخر نام بزرگراه نیایش تغییر یافت به هاشمی رفسنجانی چون "نیایش" نه شهید بود و نه ذاتا مقدس اگرچه مفهومی ارزشمند است. این قاعده شامل بزرگراه رسالت هم شد و نام آن به بزرگراه سردار سلیمانی تغییر یافت در حالی که در رسالت، قداستی هم نهفته بود و مهمترین شناسه پیامبر اکرم رسول بودن و رسالت اوست. ولی چون خود واژه رسالت به رسول خاصی معطوف نیست و عنوان "شهید" هم ندارد و بزرگراه مهم و طولانی و پربسامدی است انتخاب شد.
۲. تغییر نام خیابان "آزادی" به "قائد شهید" هر چند از حیث جایگاه آیتالله خامنهای و شهرت و اهمیت این خیابان و در ادامۀ خیابان انقلاب متناسب است اما از سه منظر محل تأمل است:
یکی این که آزادی یکی از سه شعار انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ بوده: استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی و آیتالله خامنهایِ شهید، دومین رهبر جمهوری اسلامیِ برآمده از همین شعار بود. جدای این خود ایشان سالها در رژیم شاه برای آزادی کوشیده بود و اگرچه منتقد آزادی غربی و لیبرالی بودند اما از آزادی به عنوان یک ارزش یاد میکردند.
نکته سوم هم این که نام خیابان آزادی را خود مردم در جریان انقلاب تغییر دادند. میدان شهیاد شد میدان آزادی و خیابان آیزنهاور هم به تبع آن شد آزادی. میان آیزنهاور و آزادی هم به لحاظ آوایی قرابتی بود و جا افتاد. همان گونه نام خیابان آریامهر را خود مردم به خیابان فاطمی تغییر دادند و البته چون نام میدان و برج آزادی باقی میماند از این حیث شاید دفاع کنند.
۳. تغییر نام خیابان سپاه به شهید پاکپور طبعا با این توضیح و توجیه همراه است که او فرمانده کل سپاه بوده. درست. اما مگر تمام هویت فرمانده شهید، سپاه نبود و چرا قبلا برای فرمانده قبلی - سردار سلامی- این اتفاق نیفتاد؟ صریحتر این که کلمه "سپاه" مردم را به یاد "سپاه" و طبعا فرمانده شهید آن میاندازد اما نام شهید پاکپور تنها برای کسانی یادآور سپاه است که بدانند فرمانده سپاه بوده است. این اتفاق در شکل کوچکتر قبلا دربارۀ تغییر نام خیابان آفریقا به نلسون ماندلا رخ داده بود و این انتقاد درگرفت که چرا باید نام خیابان آفریقا را برداریم و نام کسی را به جای او بگذاریم که اتفاقا برای آفریقا مبارزه کرد؟ به بیان دیگر پاکپور و سپاه در هم تنیده بودند و شاید در این فقره گفته شود نام خیابان پاسداران هم یادآور سپاه است.
۴. اگر دربارۀ موارد بالا ملاحظاتی وجود دارد اما تغییر نام خیابان سنایی به شهید اسماعیل خطیب شگفتآور و غیر قابل قبول است چون مرسوم نبوده نام شاعران و فرزانگان و فیلسوفان را بردارند و نام شخصیتها رابگذارند ولو شهید شده باشند و این قاعده به نسبت رعایت شده کما اینکه به اسامی حافظ و عطار و مولانا و سعدی و فردوسی دست نزدند. سنایی هم قطعا در همان ردیف است. نام خیابان ابوذر در مجاورت وزارت اطلاعات را میتوان به حجتالاسلام خطیب تغییر داد که مناسبت هم دارد. ابوذر غفاری هم در زمره معوصومین نبوده و جای دیگری را میتوان به نام این شخصیت تاریخی کرد.
۵. چه خیابان "آزادی" و چه هر جای مهم و پررفتوآمد دیگر اگر قرار بر تغییر باشد باز تعبیر "رهبر شهید" راحتتر در دهان می چرخد تا "قائد شهید" و با علایق ویژه آیتالله خامنهای به زبان فارسی هم سازگارتر است. همانگونه که "یادگار امام" جا افتاد "رهبر شهید" هم جا میافتد چون مشخص است منظور کیست. البته یادگار امام بزرگراه جدیدالاحداث بود و نام قدیم نداشت .مثل سید محمد باقر حکیم و نام بزرگراه جدید راحتتر رایج می شود منتها با نقشهخوانهایی که اسمها را مدام تکرار میکنند اسامی جدید هم جا میافتد.
۶. اگر استدلالات خیابان آزادی مقبول افتد و به دنبال دو گزینه دیگر برای "رهبر شهید" باشند خیابانهای کارگر (امیر آباد) و پاسداران مناسباند. دومی البته مرفه نشین است و شاید باب میل برخی نباشد و درباره خیابان کارگر هم بگویند یادآور کارگران است. اما وقتی نیایش به هاشمی رفسنجانی و رسالت به سلیمانی تغییر یافت کارگر هم قابلیت دارد. ضمن این که میدان انقلاب در کانون آن قرار دارد. در این فقره هم باز هم ترجیح با عنوان "رهبر شهید" است که در دهان و زبان بهتر میچرخد.
۷. فراتر از نکات بالا میتوان یادآور شد برای ماندگاری نام بزرگان و شهیدان الزاما نباید به معابر توجه کرد. برخی مکانهای عمومی از خیابانها بیشتر بر سر زباناند. چرا نام امجدیه را گذاشتند شیرودی؟ چون هر هفته نام آن برای مسابقات فوتبال تکرار میشد پربسامدی الزاما با خیابان اتفاق نمیافتد. در آمریکا مرسوم است که اسم شخصیت های مشهور و تاریخی را بر فرودگاه ها و نام رییسان جمهوری پیشین را بر کتابخانههای عمومی بزرگ میگذارند.
۸. اگر در تهران یک بزرگراه تازه در دست تأسیس بود مانند امام علی و یادگار امام و حکیم و نیایش طبعا اسامی جدید بهتر جا میافتاد و نیاز به تغییر نبود و این تغییرات نشان میدهد که تهران از دوران ساختوساز دو شهردار اثرگذار خود - کرباسچی و قالیباف- چقدر فاصله گرفته و چندان گرفتار روزمره و نهایتا تبلیغات شهری است که هیچ پروژه مهمی در دست نیست تا این نامها برای آنها درنظر گرفته شود.
۹. در نظر داشته باشیم که شاید روح رفتگان با برخی نام گذاریها موافق نباشد. مثلا بعید است مرحوم مطهری موافق میبود نام مدرسه عالی سپهسالار را که باید به نام واقف بر آن باشد به نام او بگذارند. یا گویا خود امام خمینی با قرار دادن نامشان بر خیابان سپه موافق نبود چون قاعده خود شهرداری در پرهیز از نام شخصیتهای زنده نقض شد. یا وقتی نام باشگاه پرسپولیس به شهید چمران تغییر یافت و در شعار علیه تیم هم مطرح شد بلافاصله تجدید نظر کردند و چمران را برداشتند.
۱۰. اگرچه نسلهای قبلی در قبال نامهای جدید مقاومت میکردند و همچنان از اسامی قدیمی استفاده میشد ( تختطاووس و تخت جمشید از جمله مشهورترینهاست) اما در بلد و نشان و نقشهیابها اسامی جدید ثبت شده و در مکاتبات به نام تازه نیاز است و مانند قبل مقاومتها جواب نمیدهد. همان گونه که شهردار منطقه ۶ اراده کرد نام میدان فرحبخش یوسف آباد را به سلماس تغییر دهد و هم در نقشه یابها نامهای جدید به کار میرود و هم ساکنان بر اساس توان خرید و اجاره تغییر میکنند و بیتعصب قدیمیها نام جدید را به کار میبرند.